قصه ......... - تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 13:19
گریان - تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 13:19
گریان نمی مانم، خندانم!برای ورودت ای عشق. وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد باروجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ...تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ...میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!به یاد لحظات خوش...
شب مهتابی - تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 13:19
دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟پسر گفت : نه ، نیستیدختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهمدختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنمدختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که ...
<no title> - تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 13:19
دلی کنار پنجره نشسته زار می زند خواب دیده ام شبی مرا کنار می زندغروب ها که می شود خیال چشمهای توتو را دوباره در دل شکسته جار می زند.کسی معنی دلتنگی را میفهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد ؟
<no title> - تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 13:19
شلام به همهی دوستای گلمچیتو متورین هاااچه خبرابازم حوصلم سر رفته بود گفتم بیام یه چیزی بنویسمو برمهرچی فکر کردم هیچی یادم نیومدنمیدونم چی بنویسم که خوشحال بشینولی اگه مطلب خوبی گیرم اومد حتمن میزارموایی چرا هیچکس برام نظر نمیده هاایعنی من ارزش ندارم هاا اصلن هیچکس منو دوست ندارهچقدر شما بدین خوبه دی...
<no title> - تاریخ: 1391/8/30 ساعت: 13:19
شلام باژم اومدم حوصلم سر رفته بود گفتم بیام اپ کنمنتونستم اپ نکنم گفتم بیام بهتراینم اپ من نظر یادتون نره من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبودخانه و خاک و خدا داشت ،تماشایی بودبنویسید دو خط مانده به تنهایی بودبنویسید که با ماه کبوتر می چید از لب زاغچه ها بوسه باور می چید بنوی...
یکی بود، یکی نبود - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
یکی بود، هیشکی نبودبود اون یکی همه وجودیکی بود که بودنشکه کنارم موندنشبه زندگیم معنی میدادرفت و نمیره اون ز یادهمه وجودم پر کشیدقصه ما به سر رسیدیکی بود، یکی نبودرفت و دیگه هیشکی نبود….
رفیقی - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
به سلامتی اون رفیقی که یه روز میاد سر خاکم اما نمی تونم جلو پاش پاشم اما خیالم راحته که . . . . . . . . . . . خاک زیر پاشم
آغوشت - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
آغوشت آن بوسه های آتیش آن تن گرم و هم نوائی با ملودی صدایت نفسم به شماره می افتاد امشب داغم داغ تو داغ هوسی آکنده از عشق
خراب عشق - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
خراب عشق شو کاباد گشتی/ غلام عشق شو کازاد گشتی حدیث عشق انجامی ندارد/ خرد جز عاشقی کامی ندارد منوش از دهر جز پیمانه عشق/ میاور یاد جز افسانه عشق دلی، کو با بتی عشقی نورزد/ مخوانش دل که او چیزی نیرزد»
بعضی - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق میورزند تا به معشوق
سعدی - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
«آنگاه که عشق تورا میخواند، بهراهش گام نه! هرچند راهی پرنشیب. آنگاه که تورا زیر گستره بالهایش پناه میدهد، تمکین کن! هرچند تیغ پنهانش جانکاه. آنگاه که باتو سخن آغاز کند، بدو ایمان آور! حتی اگر آوای او رؤیای شیرینت را درهمکوبد، مانند باد شرطه که بوستانی را.»
مکتب عشق، - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
روزهای اول ثبت نام تو مکتب عشق، مدام فرمول های عشق را با خودم مرور می کردم : «عشق یعنی حاصل جمع دل عاشق و معشوق... یعنی ضرب دل در ضربان دلیار... عشق یعنی تقسیم عواطف میان دو دل... عشق تفریق تنفر از ته دل... » چه کسی فکر این را می کرد که روزی رادیکال جدایی از عشق من جذر بگیرد. کاش از عشقم در پرانتز ن...
عشق - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
می گویند عشق آن است که به او نرسی...و من می دانم چرا ...!زیرا در روزگار من،کسی نیست که زنانه عاشق شودو مردانه بایستد...!u202c
عاشق - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:21
وقتی کسی تو را عاشقانه دوست دارد ، شیوه ی بیان اسم تو در صدای او متفاوت است . . . و تو می دانی که نامت در لبهای او ایمن است
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
گل شکسته - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
عشق فراموش شده تو که ميدوني عشق مني دوست دارم واسه چي پس تو ميگي ميخوام برم ديگه دوست ندارم يادته اون روزا که دستت تو دسته من حالا تو ميخواي بري منو نميخواي دلبر من ميدوني من بي کسم تو بودي همه کسم زنديگم تو بوديو حالا من خارو خسم چرا تو لج ميکني ابروهاتو کج ميکني زندگيم تموم شدش براي تو عمر من حروم...
اینو بدون - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
دوست دارم...far
تنها - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
وقتي که خاطرم داره از تو نگاهت مي پاشهوقتي تو بغض گفتي بهم خدانگهدارت باشهفرصت نبود بهت بگم گفتني هاي دلموگريه نميذاشت که بگم تنها نذار منو نروجاده تا آخرين نفس ميون ما فاصله کاشتانگاري واسه رفتنت تا بي نهايت پا ميذاشترفتي واسه هميشه و هميشه تا هميشه هستتصوير تلخ رفتنت حرمت جاده رو شکستطعنه نميزنم ک...
قصه ......... - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20