گریان
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
گریان نمی مانم، خندانم!برای ورودت ای عشق. وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد باروجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ...تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ...میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!به یاد لحظات خوش...
شب مهتابی
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟پسر گفت : نه ، نیستیدختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهمدختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنمدختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
دلی کنار پنجره نشسته زار می زند خواب دیده ام شبی مرا کنار می زندغروب ها که می شود خیال چشمهای توتو را دوباره در دل شکسته جار می زند.کسی معنی دلتنگی را میفهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد ؟
<no title>
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
شلام به همهی دوستای گلمچیتو متورین هاااچه خبرابازم حوصلم سر رفته بود گفتم بیام یه چیزی بنویسمو برمهرچی فکر کردم هیچی یادم نیومدنمیدونم چی بنویسم که خوشحال بشینولی اگه مطلب خوبی گیرم اومد حتمن میزارموایی چرا هیچکس برام نظر نمیده هاایعنی من ارزش ندارم هاا اصلن هیچکس منو دوست ندارهچقدر شما بدین خوبه دی...
<no title>
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
شلام باژم اومدم حوصلم سر رفته بود گفتم بیام اپ کنمنتونستم اپ نکنم گفتم بیام بهتراینم اپ من نظر یادتون نره من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبودخانه و خاک و خدا داشت ،تماشایی بودبنویسید دو خط مانده به تنهایی بودبنویسید که با ماه کبوتر می چید از لب زاغچه ها بوسه باور می چید بنوی...
ننگ بر تو.....
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
بسیار خرابم ....با ریزش اشک این ها ار مینویسم نه برای دل خودم که برای دل دوستی بسیار عزیز که مردی درنده روح او را چنان دریده که ترمیم او به آسانی ممکن نیست ....مردی پست که نامی از مرد بر خود نهاده...... کسیکه کلامش نالسزاست ...افکارش شک است ....روزگارش بدبینی است ..دانشش خودرایی است و معنای هتاکیهای...
بوسه ی بارانی
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
هوا بارونه ....بارونی نم نم و زیبا ......سرشار احساساتترا میخواهم که زیر بارش این عاشقی ها کنار هم دست در دست گام برداریمترا میخواهم بوسه ای را در زیر باران ........آغوش گرم باران خورده ات را ............چرا هر چه من میخواهم .........نشدنیست؟؟
بی خوابی
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
امشب بینهایت خرابم ..........چنان خراب که خواب از چشمانم فراریست...دلتنگی ام ر اپایان نیست .............تا کجا باید اینگونه سوختن ر انفس کشید و دم بر نیاورد؟عشق اگر هست چرا میسوزاند و به شرر میکشد ؟ مهر اگر هست چرا دستها در هم چفت نمیشونند تا ابدیت با هم بمانند ؟ خسته ........مغشوش...........اینها ز...
کجا گردم
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
کجاگردم که دل یادت نباشدکجا گردم که نامت برلب نباشدکجا را بیتو میتوان یافتای همه جانان جان،بی تونیستم یک زمان
بهانه های عاشقی
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
هوای آغوشت را دارد....دور میکنم از ذهنش این بهانه را ...کودک دل نمیفهمد که هوای آغوشت به او نمیرسد عاشق است از عاشق چه انتظار داری.....دعایش کن ...که بسوزد ...بیش ازاینها اااااااا بسوزد ..که لذت عشق است و سوختن در هوای تومیسوزم و میسازم و فریاد رسی نیست........
اگر ...
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
کاش کودک بودم ...نازنینم چه آسان میشد در آغوشت فرو رفت و آرام گرفت کاش کودک بودم ....چه زیبا بود اگر سلامت میکردم و همه به جای اخم تشویقم میکردند که آفرین کوچولوکاش کودک بودم دستم ر ادر دستانت میگذاشتم تا با هم بدویم و بازی کنیم کاش کودک بودم .....چقدر آرام میبوسیدی مرا و خوابم میکردی....و هیچ کس .....
عشق و ماه
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
شب است وماه میتابد ...درون نقره نورش چه حس خوب خواستن هست ...کنار هاله ی نورش ..هوای عاشقی ها هست .......برای دل پردردم ..دوای مهربانی هست ..هوای عاشقی است این ماه سیم گون ...درون خود برای عاشقان هزارات افسانه دارد ...به طول تاریخ عشق ..ماه راز عاشقی دارد
حرفای کودک دلم
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
صبور خوب خانگی ....بیا سفر کن با دلم ....غمه هوای این روزاش...بیا کمی کنار من..قدم بزن تا که کمی یادش بره تنهاییاشبچه شده ولی باور کنید که باوفاست
عشق و...
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
کاش میدانستند خلق که نیست هیچ چیزی بهتر از عشق و وفا کاش میدانستند که عشق است روزی اصلی ما کاش میدانستند که عشق است موجودیت الله و خدا
دلتنگی و فال حافظ
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
دلم تنگ و گرفته ...حافظ همیشه همراه درون من ....گشودم اندیشه هایش ر ا:حافظ گشودم و آتش بزد به جان پر ز آتشم ،گفت بر نیامدست از تمنای لبش کام دلت هنوزدل دادم وبسی دین باختم ،،،،،گفتم به حافظ تا جانم دارم در بدن باز هم دل به لبش میبازم و.......من جرعه ای از آن جام پر شرر میخواهم و جان بر رهش دهم ........
صندوقچه خاطراااات!
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
بعد از مدتها این فرصت پیش اومد که بدون دغدغه و فکر و استرسسس درس و پروژه و از همه مهمتر بدون لپ تاپ بیااام خونه، با اینکه اکثر اوقات بیرون بودیم و اینور اونور میگشتیم، ولی با این وجود ساعتهایی که خونه بودم چون هییچ سرگرمی نداشتم، داشتم میمردم از بیکاری!! تنها سرگرمیم شده بود ول گشتن تو سریالها و فیل...
چاااوشی کجااااائی!
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
دوستان گرامیان آشنایان در این روزهای وان افضاه (درست نوشتم!!؟) بی موبایلی، به جز نت راه دیگری جهت باخبر از "در قید حیات" بودن دوستان ندارم!!اگر احیانا، کسی از جناب چاوشی خبری موثق در دست دارد، این خبر را منتشر کرده و ما را نیز از نگرانی برهاااند!اجرتان با فیس بوک و سر صاحابش!
سوپر جغد!
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
دیگه فکر کنم جغدهام الان خوابن!من این وقت شب بیدارم چیکار میکنم!؟؟خودمم نمیدونم!!دریغ از یک کار مفید!!!!!!
اداره پست
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
یه روز هاجر(هم اتاقیمون) میخواست یه بسته ای رو پست کنه، بعد کلی رفته بود دانشگاه گشته بود بعد فهمیده بود دفتر پست دانشگاه تعطیله!!اومد اتاق، گفت بچه ها اداره پست دانشگاه تعطیله، یه وقت نرید دنبالش بگردید!بهش گفتیم: وااا، پست دانشگاه که خیلی ساله تعطیله! نمیدونستی!!؟ هاجر هم جیغش درومد که چرا به من ن...
کودکانه!
-
تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 3:20
سیزده به در شدهندونهدستم لا در شدهندونهاین گله خوابه هندونه اون یکی پف کرد!؟؟هندونه!سیزده به در شد در خونه بازه ددر دودوره فامیل چجوره!!کی هندونه میلمبونه!! من من من اثری از " فامیل دور"-----------------------------------نون خورده و جون نداره دستم استخون نداره میل پشت بوم نداره امان از آش رشته بابام...