خرید بک لینک


می خواستم سر صحبت از حرفی رو باز کنم که زندگیه مارو منحرف کرده !

و دقیقا همین آیه ایی که می فرماید : افلا تعقلون ؟

اما میام با یک رخ داد متافیزیکیه خیلی مهم و سرنوشت ساز

زمینه سازی می کنم

لطفا با دقت و دقیق بخوانید

وقتی که خاتم انبیا و موکب همایون , حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)

از جنگ (سکاسک و سکون ) با فتح و با خوشحالی و با غنائم مفصل مراجعت نمودند,

به زمین شورزار و بی آب و علفی رسیدند که در آن صحرا , صدایی جز عفاریت جنیان و

فریاد غولان بیابان شنیده نمی شد. ( در این باره دقیقتر پرسیدم ، که چه کسانی دقیقا

این صداها رو می شنیدن ، البته این نکته هست که جنیان به هرکس بخواهند نشان

می دهند)

سپاه پیغمبر از شدت گرما و حرارت چشمانشان تار شده بود پس به خدمت

حضرت پناه بردند .

حضرت فرمود : آیا کسی از شما این منطقه را می شناسد؟

شخصی به نام ( عمر ابن امیه ضمری) به خدمت حضرت عرضه داشت :

یا رسوال الله! من کاملا این وادی را می شناسم و مکرر با اسبان راهوار از این منطقه

عبور کردم , در این بیابان هیچ پناهگاهی وجود ندارد و هیچ لشگری به این صحرا

نیامده جز آنکه صدمات طاقت فرسا نصیبشان گردید , زیرا این مکان

مقام جنیان متمرد و مسکن شیاطین و محل عبور و مرور ابلیس می باشد.

این وادی را (( کثیب ازرق )) می نامند , بیابانی است بسیار خوفناک ,

مسلمانان وقتی که مطلع شدند بیشتر روی به حضرت آوردند و راه نجات از

آن منطقه را تقاضا نمودند.

پیامبر اکرم فرمود : آیا کسی هست که نشانی از آب دهد و من برای او در

حضور الهی ضامن بهشت شوم ؟ باز (( عمر ابن امیه )) عرض کرد : یا رسوال الله!

در این بیابان چاهی است که آن را (( بثر ذات العلم )) می نامند .

آبش سردتر از برف است. اما , احدی قادر نیست از آن استفاده کند!

زیرا آن چاه محل اجتماع جن و عفریت هاست که آنها بر سلیمان ابن داود (ع) تمرد کردند

( کاملا طبق علم متافیزیکی است )

و مردم را از آن آب منع می کنند, سواری در آنجا منزل نمی کند مگر آنکه او را

هلاک می کنند و لشگری به آنجا وارد نمی شود مگر آنکه اکثر آنها را می سوزانند.

نقل کرده اند که : (( تبع یمانی )) در این وادی منزل کرد که ده هزار نفر از

سواران او را سوزاندند, (( برهام ابن فارس )) , پیاده شد و جمع کثیری

از لشکر او تلف شدند, (( سعد ابن برزق )) لشگر کشید و بیست هزار از

سواران او از بین رفتند و هم اکنون نیز کله های قربانیان, مثل تخم شتر مرغ

در اطراف چاه پراکنده است.

حضرت فرمود : (( لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم و افوض امری الی الله ))

بعد امر فرمود, مسلمانان پیاده شوند و خیمه ها را برپا نمودند,

حرارت زمین و هوا دقیقه به دقیقه بیشتر می شد , لشگر همه به آب احتیاج

مبرم داشتند , حضرت در بین لشگر با صدای بلند می فرمود :

ای معاشر مسلمین کیست از شما بر سر آن چاه برود و از برای ما خبری

بیاورد تا من پیش خدا بهشت را برای او ضمانت کنم.

( ادامه ی تایپ کردنم ها از روی دست نوشته های جمع شده ام و

یازده کتاب خیلی معتبر احادیث ، بدون دخل و تصرفی! )

font>

برچسب: نویسنده: nik تاريخ: جمعه 3 شهريور 1391 ساعت: 1:06

صفحه بندی