خرید بک لینک

حضرت علامه ی طباطبایی ره

به نقل مستقیم از فرزندشون عبدالباقی طباطبایی :

بکی از روزهایی بود که پدر گرام به شدت بیمار بودن و البته به طوری که تماما در رختخواب بودند

منزل ما به صورتی بود که روبه اتاق پدر حیاطی بود و در کنار اتاق پدر با

فاصله ی راهرویی اتاقی دیگر و در داخل ساختمان آشپزخانه بود

مادرم هم در منزل بود اما نمی دانستم کجاست

من رفتم به اتاق پدرم و دیدم که ایشون در بسترشون به خواب عمیقی فرو

رفته ان و استراحت می کردند

از سَرک کشی روی خودم رو برگردوندم به سمت حیاط که یهو دیدم پدرم مثل اکثر وقتا

که در حیاط نماز می خوندن ، دیدم که ایستادن و دارن نماز می خونن ..

من شکه شدم آخه الان دیدم که در بسترشون بودن

رفتم به اون یکی اتاق دنبال مادرم بگردم و دیدم باز پدر اونجا ایستادن دارن نماز می خونن

ولی مادر نیست .. برگشتم به اتاق پدرم دیدم که سرجاشون خوابیده اند

به سمت آشپزخانه رفتم دیدم که در حال کار کردن هستن ، ماجرا رو باترس

براش گفتم و با خونسردی گفت : مگر نمی دانی اولیای خدا حتی اگر خواب هم باشند

ملائکه به جای او به نماز مستحبی و عبادت می ایستند ؟





برچسب: نویسنده: nik تاريخ: جمعه 3 شهريور 1391 ساعت: 1:06

صفحه بندی