خرید بک لینک


راستش دلم براش تنگ شده :(

می دونید ؟ خیلی نازنینه خیلی خیلی

خیلی دوسش دارم اما باهاش قهرم :(

راســــتــــش چندین بار خواستم اس بدم بگم که کتفش که خیلی درد می کرد چطوره ؟

اما جواب نمی ده ، بزار راحت باشه :)

الان هم باید زود برم جایی که خیلی دوستش دارم ، سرکار !

جالب اینجاس که جوونترین شخص توی اینجام :)

درواقع این شرکت توی راه ِ خونه ی عشقمه :(

معمولا نیم ساعت زودتر راه می افتم که از سمت خونشون پیاده روی کنم

همینطور که راه میرم دستمو رو روی دستگیره ی در خونشون بکشم

در خانه ات ان درخت بالیده

و سایه فکنده در خیابان ها

و سایه ی او بزرگ خواهدشد

چندانکه تمام شهر جـنـگل شود

آ هــــــــــــــــــــــه


امروز خواب دیدم که سرم رو از روی شانه ی برفی اش بلند کرم

یهو از خواب پریدم ، نگاه کردم دیدم 5.30 دقیقه است

چند قطره اشک ، صورتم را شورید

جای سرش رو روی بالشم بوسیدمو ...


شبی نبود که نگم دوستت دارم

حتی اون شب . . که قلبمان را پاره پاره کرد

بگذریم !

دوست دارم که بازهم خندون باشه همین :)


برچسب: نویسنده: nik تاريخ: جمعه 3 شهريور 1391 ساعت: 1:06

صفحه بندی